خودم را در رها ترین حال ممکن یافته بودم ... بیدار شدم... چشم باز کردم ...دویدم سمت پنجره... باران ارام میبارید... صدای ارامشش حس ناممکنی در من زنده میکرد ... حسی که انگار دور از ان بودم ... به سبزی زمین رو به رو نگاه کردم ... و به ابتدای اسمان که د
برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 1:13